فایل صوتی لیسنینگ درس سوم زبان انگلیسی دهم + متن و تلفظ (تمام قسمت ها)

کتاب گویای درس سوم زبان انگلیسی دهم شامل فایل صوتی با عنوان بخش شنیداری یا لیسنینگ مخصوص هر قسمت است که می تواند برای افزایش سطح یادگیری زبان دهم مناسب باشد. هم چنین متن نوشتاری این فایل های صوتی نیز اضافه شده که امیدواریم مورد استفاده شما کاربران گرامی قرار گیرد.
این مطلب با کمک دبیران گرانقدر جناب آقای مادیح یوسفی از کرمانشاه و آقای محمد یونس ملازایی از سیستان و بلوچستان، و جمال احمدی از بوکان تهیه شده است
هم چنین می توانید از سایر دروس همین پایه هم دیدن کنید:
راهنمای استفاده :
شما کاربران گرامی پی سی کنکور ، می توانید آنلاین فایل های صوتی را پخش کنید و همراه با متن که قرار داده شده بررسی کنید
و هم چنین لینک دانلود هر فایل نیز در پایان هر قسمت و در پایان هر فصل قرار داده شده که می توانید استفاده کنید.
– صفحه ابتدایی درس ۳ صفحه ۷۱ و ۷۲

LESSON 3
(لِسِن تری)
درس ۳
The Value of Knowledge
(دِ وَلیو آو نالِج)
ارزش دانش
Seek knowledge from the cradle to the grave
(سیک نالِج فرام دِ کریدل تو دِ گِرِیو)
دانش بیاموز از گهواره تا گور
Holy Prophet (PBUH)
(هُلی پرافِت – پیبییُواِچ)
پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلم)
۱. Peace Be Upon Him
(پیس بی اَپان هیم)
صلوات خدا بر او باد

– بخش get ready درس ۳ صفحه ۷۳

A. Match the pictures with the sentences
(اِی. مَچ دِ پیکچِرز وِذ دِ سِنتِنسِز)
الف. تصاویر را با جملهها مطابقت دهید.
تصاویر:
- light (لایت) → نور
- travel (تِرَول) → سفر کردن
- picture (پیکچِر) → تصویر، عکس
- place (پِلِیس) → مکان، جا
- talk (تاک) → صحبت کردن
- easily (ایزِلی) → بهراحتی
- This gives us an easier life when there is no light. → b
(دیس گیوز آس اَن ایِزیر لایف وِن دِر اِز نو لایت)
این وقتی که نوری وجود ندارد زندگی ما را آسانتر میکند.
✅ پاسخ: b (لامپ)
- People use this to talk with someone in another place. → c
(پیپِل یوز دیس تو تاک وِذ ساموان این اَنادِر پِلِیس)
مردم از این برای صحبت با کسی در مکان دیگر استفاده میکنند.
✅ پاسخ: c (تلفن)
- We use this to take and keep pictures very easily. → d
(وی یوز دیس تو تیک اَند کیپ پیکچِرز وِری ایزِلی)
ما از این برای گرفتن و نگهداری عکسها به راحتی استفاده میکنیم.
✅ پاسخ: d (دوربین)
- This helps us travel very fast to far places. → a
(دیس هِल्पز آس تِرَول وِری فَست تو فار پِلِیسِز)
این به ما کمک میکند که خیلی سریع به مکانهای دور سفر کنیم.
✅ پاسخ: a (هواپیما)
صفحه ۷۴

B.Order the followings from ‘oldest to newest’
(اُردِر دِ فالوینگز فِرام اُلدِست تو نِویست)
موارد زیر را از «قدیمیترین تا جدیدترین» مرتب کن.
۱. Camera (دوربین)
- قدیمیترین → جدیدترین: c → a → b
- c: دوربین جعبهای قدیمی
- a: دوربین فیلمی (قدیمیتر از دیجیتال)
- b: دوربین دیجیتال مدرن
۲. Light bulb (لامپ)
- قدیمیترین → جدیدترین: c → b → a
- c: لامپ بسیار قدیمی (ادیسونی)
- b: لامپ کلاسیک شیشهای
- a: لامپ کممصرف (مدرنتر)
۳. Telephone (تلفن)
- قدیمیترین → جدیدترین: b → a → c
- b: تلفن دستهبلند قدیمی
- a: تلفن چرخشی سیمی (کمی جدیدتر)
- c: تلفن رومیزی دیجیتالی
۴. Airplane (هواپیما)
- قدیمیترین → جدیدترین: c → b → a
- c: هواپیمای ابتدایی برادران رایت
- b: هواپیمای دوباله دهههای گذشته
- a: هواپیمای مسافربری مدرن
صفحه ۷۵

A. Match the pictures with the words
(مَچ دِ پیکچِرز وِذ دِ وُردز)
تصاویر را با کلمات مطابقت دهید.
- a → a building (اَ بیلدینگ) → ساختمان
- b → a laboratory (اَ لَبُراتُری) → آزمایشگاه
- c → scientists (سایِنتیستس) → دانشمندان
B. Choose an appropriate adjective for each word above
(چوز اَن اَپروپریِیت اَدجِکتیو فُر ایچ وُرد اَبَو)
یک صفت مناسب برای هر کلمهٔ بالا انتخاب کنید.
- modern (مادِرن) → building (ساختمان) → modern building (ساختمان مدرن)
- Iranian (ایرِینیَن) → scientists (دانشمندان) → Iranian scientists (دانشمندان ایرانی)
- old (اُلد) → laboratory (آزمایشگاه) → old laboratory (آزمایشگاه قدیمی)
– فایل صوتی درس ۳ زبان دهم بخش کانورسیشن conversation

|
مکالمه درس ۳ صفحه ۷۶ زبان دهم |
| Roya and Mahsa are leaving the library
(رویا اَند مهسا آر لیوینگ دِ لایبرِری) |
| ?Roya: When I came in, you were reading a book. What was it وِن آی کِیم این، یو وِر ریدینگ اِ بوک. وات واز ایت؟ |
رویا: وقتی اومدم تو داشتی کتاب میخوندی. چی بود؟
.Mahsa: I was reading a book about famous Iranian scientists
آی واز ریدینگ اِ بوک اِبَوت فِیمِس ایرانین سایِنتیستس.
مهسا: داشتم کتابی درباره دانشمندان مشهور ایرانی می خوندم.
.Roya: But such books are not very interesting
بات ساچ بوکس آر نات وِری اینترِستینگ.
رویا: اما چنین کتاب هایی زیاد جالب نیستند.
!Mahsa: At first I had the same idea, believe me
اَت فِرست آی هَد دِ سِیم آیدیا، بیلیو می!
مهسا: اولش منم همین فکرو داشتم باور کن!
?Roya: Did you find it useful
دید یو فایْند ایت یوسفول؟
رویا: به نظرت مفید بود؟
.Mahsa: Oh yes. Actually I learned many interesting things about our scientists’ lives
اوه یِس. اَکچوئِلی لِرند مِنی اینترِستینگ ثینگس اِبَوت آوِر سایِنتیستْس لایوز.
مهسا: اوه بله. در واقع من چیزهای جالب زیادی در مورد زندگی دانشمندامون یاد گرفتم.
?Roya: Like what
لایک وات؟
رویا: مثلا چی؟
Mahsa: For example Razi1 taught medicine to many young people while he was working in Ray
.Hospital. Or Nasireddin Toosi built Maragheh Observatory when he was studying the planets
فور اِگزَمپِل رازی تات مِدیسین تو مِنی یانگ پیپِل وایل هی واز وُرکینگ این رِی هاسپیتال. اُر نصیرالدین طوسی بیلْت مَراغه آبزِرواتوری وِن هی واز اِستادینگ دِ پلَنِتس.
مهسا: به عنوان مثال رازی زمانی که در بیمارستان ری کار می کرد به بسیاری از جوانان پزشکی آموزش می داد. یا نصیرالدین طوسی رصدخانه مراغه را زمانی که در حال مطالعه سیارات بود ساخت.
?Roya: Cool! What was the name of the book
کول! وات واز دِ نِیم آو دِ بوک؟
رویا: چه جالب! اسم کتاب چی بود؟
Mahsa: Famous Iranian Scientists
فِیمِس ایرانین سایِنتیستس.
مهسا: دانشمندان مشهور ایرانی
Questions (سؤالها)
- ?Were Mahsa and Roya in a laboratory
(وِر مهسا اَند رویا این اَ لَبُراتُری؟)
(آیا مهسا و رویا در آزمایشگاه بودند؟)
No, they were in the library
(نو، ذِی وِر این دِ لایبرِری)
(نه، آنها در کتابخانه بودند.)
- ?Who came to the library sooner, Mahsa or Roya
(هو کِیم تو دِ لایبرِری سونِر، مهسا اُر رویا؟)
(چه کسی زودتر به کتابخانه آمد، مهسا یا رویا؟)
Mahsa came to the library sooner
(مهسا کِیم تو دِ لایبرِری سونِر)
(مهسا زودتر به کتابخانه آمد.)
- ?Do you know any interesting story about famous scientists
(دو یو نو اَنی اینترِستینْگ اِستوری اَبَوت فِیمِس سایِنتیستس؟)
(آیا داستان جالبی درباره دانشمندان مشهور میدانی؟)
Yes, for example, Razi taught medicine to many young people in Ray Hospital
(یِس، فُر اِگزامپِل، راضی تات مِدیسِن تو مِنی یانگ پیپِل این رِی هاسپیتِل)
(بله، برای مثال، رازی پزشکی را به بسیاری از جوانان در بیمارستان ری آموزش داد.)
– فایل صوتی درس سه زبان دهم قسمت new words and expressions
|
لغات درس ۳ |
|
Melika tries hard to learn English ملیکا سخت تلاش میکند تا انگلیسی یاد بگیرد |
Babak is an energetic boy بابک ایز اَن اِنِرجِتیک بوی. بابک پسر پرانرژی است |
|
The students do experiments دِ ستیودِنتس دو اِکسپِریمِنتس این دِ اِسکول لَبوراتوری. |
|
Children grow up rapidly چیلدرِن گرو آپ رَپیدلی. کودکان به سرعت بزرگ میشوند |
|
She is doing research on blood cells شی ایز دویینگ ریسرچ آن بلاد سِلز. او در حال تحقیق روی سلولهای خونی است |
He has the flu and feels weak هی هَز دِ فلو اَند فیلز ویک. او آنفولانزا گرفته و احساس ضعف میکند |
|
No success is possible without hard work نو ساکسِس ایز پاسیبِل ویداَوت هارد وُرک. |
|
Edison invented the first light bulb اِدیسون اینوِنتِد دِ فِرست لایت بالب. ادیسون اولین لامپ را اختراع کرد |
![]() |
|
B. Read and Practice solve: to find an answer to a problem سالْو: تو فایْند اَن اَنسِر تو اِ پرابْلِم حل کردن: یافتن پاسخی برای یک مشکل
We can help you solve your problems وی کَن هِلپ یو سالو یور پرابْلِمز ما میتوانیم به شما در حل مشکلاتتان کمک کنیم develop: to grow or change into a stronger, larger or better form دِوِلوپ: تو گرو اُر چِینج اینتو اِ اِسترانگِر، لارجِر اُر بِتِر فُرم. توسعه دادن: رشد کردن یا تغییر به شکلی قویتر، بزرگتر یا بهتر
This book can develop your speaking skill دیس بوک کَن دِوِلوپ یور اِسپیکینگ اِسکیل این کتاب میتواند مهارت صحبت کردن شما را توسعه دهد belief: something that you believe بیلیف: سامثینگ دَت یو بیلیو. باور: چیزی که به آن اعتقاد دارید
Her belief in Allah gave her hope during difficult times هِر بیلیف این الله گِیو هِر هوپ دیورینگ دیفیکالت تایمز. اعتقاد او به خدا در مواقع دشوار به او امید میداد quit/give up: to stop doing something کوئیت / گیو آپ: تو اِستاپ دویینگ سامثینگ. ترک کردن/تسلیم شدن: متوقف کردن انجام کاری Fortunately, his father is going to quit smoking فُرچونِتلی، هیز فادِر ایز گوینگ تو کوئیت اِسموکینگ. خوشبختانه، پدرش قرار است سیگار را ترک کند
He gave up his work without saying anything to us هی گِیو آپ هیز وُرک ویداَوت سِیینگ اِنیثینگ تو آس. او بدون اینکه چیزی به ما بگوید، کارش را رها کرد thousands of: a large number of things or people تاوزِندز آف: اِ لارج نامبِر آو تینگز اُر پیپِل. هزاران: تعداد زیادی از چیزها یا افراد There are thousands of things I want to do دِر آر تاوزِندز آف تینگز آی وانت تو دو. هزاران کار هست که میخواهم انجام دهم |
– فایل صوتی ریدینگ درس سوم زبان دهم reading
| No Pain No Gain نو پِین نو گِین نابرده رنج، گنج میسر نمیشود. |
| Human knowledge develops with scientists’ hard work. Many great men and women try hard to find facts, solve problems and invent things.
هیومن نالِج دیوِلُپس وید سایِنتیستز هارد وُرک. مِنی گِریت مِـن اَند وومِن ترای هارد تو فایند فَکتس، سالو پِرابلمز اَند اینوِنت تینگز. دانش بشری با سختکوشی دانشمندان توسعه مییابد. بسیاری از مردان و زنان بزرگ تلاش میکنند حقایق را پیدا کنند، مسائل را حل کنند و چیزهایی اختراع کنند |
| Some of these scientists did not have easy lives. But they tried hard when they were working on problems. They never felt weak when they were studying. They never gave up when they were doing research.
سام آو دیز سایِنتیستز دید نات هَو ایزی لایوز. بَت ذِی تراید هارد وِن ذِی وِر وُرکینگ آن پِرابلمز. ذِی نِوِر فِلت ویک وِن ذِی وِر اِستادیینگ. ذِی نِوِر گیو آپ وِن ذِی وِر دوئینگ ریسِرچ. بسیاری از این دانشمندان زندگی راحتی نداشتند، اما وقتی روی مسائل کار میکردند سخت تلاش میکردند. آنها هرگز هنگام مطالعه احساس ضعف نمیکردند. آنها هرگز هنگام تحقیق تسلیم نمیشدند. |
| There are great stories about scientists and their lives. One such a story is about Thomas Edison
ذِر آر گِرِیت اِستوریز اَبَوت سایِنتیستز اَند ذِر لایوز. وان ساچ اِ استوری ایز اَبَوت توماس اِدیسون. داستانهای زیادی در مورد دانشمندان و زندگی آنها وجود دارد. یکی از این داستانها دربارهٔ توماس ادیسون است |
| As a young boy, Edison was very interested in science. He was very energetic and always asked questions
اَز اِ یانگ بوی، اِدیسون واز وِری اینتِرِستِد این سایِنس. هی واز وِری اِنِرجِتیک اَند آلویز اَسکْت کوئسچِنز. ادیسون در کودکی به علوم بسیار علاقهمند بود. او بسیار پرانرژی بود و همیشه سؤال میپرسید. |
| Sadly, young Edison lost his hearing at the age of 12. He did not attend school and learned science by reading books in the library himself.
سَدلی، یانگ اِدیسون لاست هیز هیرینگ اَت دی ایج آو توئلو. هی دید نات اَتِند اِسکول اَند لِرنْد سایِنس بای ریدینگ بوکز این دِ لایبرِری هیمسِلف. متأسفانه ادیسون جوان شنواییاش را در سن ۱۲ سالگی از دست داد. او به مدرسه نرفت و خودش با خواندن کتاب در کتابخانه، علم را یاد گرفت |
| When he grew up, he worked in different places, but he never lost his interest for making things
وِن هی گرو آپ، هی وُرکت این دیفِرِنت پِلِیسیز، بَت هی نِوِر لاست هیز اینتِرِست فور مِیکینگ تینگز. وقتی بزرگ شد، در مکانهای مختلفی کار کرد، اما علاقهاش برای ساختن وسایل را هرگز از دست نداد. |
| Edison was famous for doing thousands of experiments to find answers to problems
اِدیسون واز فِیمِس فور دوئینگ تَوزِندز آو اِکسپِریمِنتس تو فایند اَنسِرز تو پِرابلمز. ادیسون بهخاطر انجام هزاران آزمایش برای یافتن پاسخ مسائل مشهور بود. |
| He said, “I never quit until I get what I’m after
هی سِد، “آی نِوِر کویِت آنتیل آی گِت وات آیم اَفتِر او گفت: «من هرگز دست نمیکشم تا وقتی که به چیزی که دنبالش هستم برسم.» |
| Edison had more than 1,000 inventions and was very successful at the end of his life
اِدیسون هَد مور دَن وَن تَوزِند اینوِنشِنز اَند واز وِری ساکسِسفول اَت دی اِند آو هیز لایف. ادیسون بیش از هزار اختراع داشت و در پایان زندگیاش بسیار موفق بود |
| Many great names had stories like this
مِنی گِرِیت نِیمز هَد اِستوریز لایک دیس. بسیاری از نامهای بزرگ، داستانهایی مانند این داشتند |
| But the key to their success is their hard work and belief in themselves
بَت دِ کی تو ذِر ساکسِس ایز ذِر هارد وُرک اَند بِلیف این ذِمسِلوز. اما کلید موفقیتشان تلاش زیاد و باور به خودشان است |
| If you want to get what you want, work hard and never give up
ایف یو وُنت تو گِت وات یو وُنت، وُرک هارد اَند نِوِر گیو آپ. اگر میخواهی به آنچه میخواهی برسی، سخت تلاش کن و هرگز تسلیم نشو. |
بخش سوالات ردینگ صفحه ۸۱

A. Choose the best answer
(ای. چوز دِ بِست اَنسِر)
A. بهترین پاسخ را انتخاب کن.
- ?Where did Edison learn science
(وِر دید اِدیسِن لِرن سایِنس؟) — ادیسون کجا علم را یاد گرفت؟
✅ a) In the library
(این دِ لایبرِری) → در کتابخانه
- ?How did Edison find answers to problems
(هاو دید اِدیسِن فایند اَنسِرز تو پرابلمز؟) — ادیسون چگونه پاسخ مشکلات را پیدا کرد؟
✅ b) By doing many experiments
(بای دوئینگ مِنی اِکسپِریمِنتس) → با انجام آزمایشهای زیاد
- ?Which is not true about scientists
(ویچ ایز نات ترو اَبَوت ساینتِستس؟) — کدام جمله درباره دانشمندان درست نیست؟
✅ c) They feel weak
(ذِی فیل ویک) → آنها احساس ضعف میکنند ❌
B. True / False
(بی. ترو / فالس)
صحیح یا غلط؟
۱️⃣ Edison finally lost his interest in inventing things.
(اِدیسِن فاینَلی لاسْت هیز اینترِست این اینوِنتینگ ثینگز)
ادیسون در نهایت علاقه خود را به اختراع کردن از دست داد.
❌ False → غلط
۲️⃣ Edison did not attend school at all.
(اِدیسِن دید نات اَتِند اسکول اَت آل)
ادیسون اصلاً به مدرسه نرفت.
✅ True → درست
۳️⃣ Hard work is the key to scientists’ success.
(هارد وُرک ایز دِ کی تو سایِنتیستس سَکسِس)
کار سخت کلید موفقیت دانشمندان است.
✅ True → درست
C. Match two halves
(سی. مَچ تو هَلوْز)
دو نیمجمله را مطابقت بده.
- After Edison lost his hearing → d. he became a famous person
(اَفتر اِدیسِن لاسْت هیز هیرینگ → هی بیکِیم اَ فِیمِس پِرسِن)
بعد از اینکه ادیسون شنواییاش را از دست داد → او فرد مشهوری شد.
- When scientists were working on problems → c. they did not give up
(وِن سایِنتیستس وِر وُرکینگ آن پرابلمز → ذِی دید نات گیو آپ)
وقتی دانشمندان روی مشکلات کار میکردند → آنها تسلیم نشدند.
- If you like to be successful → a. you must not feel weak
(ایف یو لایک تو بی سَکسِسفُل → یو ماست نات فیل ویک)
اگر میخواهی موفق شوی → نباید احساس ضعف کنی.
|
(Workbook: Page 44) ?Who is a scientist هو ایز اِ سایِنتیست؟ یک دانشمند چه کسی است؟ این بخش، مربوط به کتاب کار زبان می باشد، و فایل صوتی برای آن پیدا نکرده ایم. |
|
The world around us is full of amazing things |
|
Knowing this beautiful world is very interesting for humans |
|
One group of people who study the world are scientists |
|
A scientist studies nature, animals, or people |
|
Scientists work hard and do research to solve problems, find facts or invent new things |
|
Scientists learn about the world by observing and experimenting |
|
There are different types of scientists |
|
Some of them study plants, earth, seas, or animals |
|
Others study people and how they behave and learn |
|
Some scientists like to study history or languages |
|
. Others are interested in making new things |
|
.They want to make people’s lives easier |
|
Some scientists become very rich and famous |
|
Many people around the world may remember their names and faces |
|
But this is not what they call ‘success |
|
They feel successful when they solve problems and find answers to their questions |
گرامر درس ۳ زبان دهم صفحات ۸۲

A. Read the following texts
(اِی. رید دِ فالوئینگ تِکستس)
الف. متنهای زیر را بخوانید.
متن اول — Tahereh Saffarzadeh
Tahereh Saffarzadeh was an Iranian writer, translator and thinker
(طاهره صفارزاده واز اَن ایرِینین رایتر، تِرَنسلیتر اَند ثینکِر)
طاهره صفارزاده یک نویسنده، مترجم و اندیشمند ایرانی بود.
When other kids were still playing outside, she learned reading and reciting the Holy Quran at the age of 6
(وِن آذِر کیدز وِر اِستیل پِلِینگ آوتساید، شی لِرند ریدینگ اَند ریسایتینگ دِ هُولی قوران اَت دِ ایج اُو سیکس)
وقتی بقیه بچهها هنوز بیرون بازی میکردند، او خواندن و تلاوت قرآن کریم را در سن ۶ سالگی یاد گرفت.
As a young student, she was working very hard to learn new things
(اَز اَ یانگ استیودِنت، شی واز وُرکینگ وِری هارد تو لِرن نیو ثینگز)
به عنوان یک دانشآموز جوان، او خیلی سخت کار میکرد تا چیزهای جدید یاد بگیرد.
She also was writing poems at that time
(شی آلصو واز رایتینگ پوعِمز اَت دَت تایم)
او همچنین در آن زمان شعر مینوشت.
She published her first book while she was still studying in the university
(شی پابلیشت هِر فِرست بُک وایل شی واز اِستیل استادیینگ این دِ یونیورْسیتی)
او اولین کتابش را زمانی منتشر کرد که هنوز در دانشگاه مشغول تحصیل بود.
She got interested in translating the Holy Quran when she was studying and teaching translation
(شی گات اینترِستِد این تِرَنسلِیتینگ دِ هُولی قوران وِن شی واز استادیینگ اَند تیچینگ تِرَنسلِیشن)
وقتی مشغول تحصیل و تدریس ترجمه بود، به ترجمه قرآن کریم علاقهمند شد.
She published her translation of the Holy Quran in 1380
(شی پابلیشت هِر تِرَنسلِیشن اُو دِ هُولی قوران این وان ثاوزِند ثری هاندرد اِیتی)
او ترجمه خود از قرآن کریم را در سال ۱۳۸۰ منتشر کرد.
Saffarzadeh passed away in 1387
(سَفارزاده پَست اَوِی این وان ثاوزِند ثری هاندرد اَیتی سِوِن)
صفارزاده در سال ۱۳۸۷ درگذشت.
متن دوم — Alexander Fleming
Alexander Fleming was a great researcher
(اَلِگزَندِر فِلِمینگ واز اَ گریت ریسِرچِر)
الکساندر فلمینگ یک پژوهشگر بزرگ بود.
He was doing research in his laboratory in winter 1928
(هی واز دوئینگ ریسِرچ این هیز لَبُراتری این وینتِر ناینتین توئِنتی اِیت)
او در زمستان ۱۹۲۸ در آزمایشگاهش مشغول تحقیق بود.
He was trying to find a new medicine to save people’s lives
(هی واز ترایینگ تو فایند اَ نیو مِدیسِن تو سیو پیپلز لایوز)
او تلاش میکرد داروی جدیدی برای نجات جان مردم پیدا کند.
He found a new medicine when he was working on antibiotics
(هی فَوند اَ نیو مِدیسِن وِن هی واز وُرکینگ آن اَنتیبایاتیکس)
وقتی روی آنتیبیوتیکها کار میکرد، داروی جدیدی پیدا کرد.
This was the amazing penicillin
(دیس واز دِ اَمِیزینگ پِنیسیلین)
این همان پنیسیلین شگفتانگیز بود.
Many other doctors were also working on this medicine in those days
(مِنی آذِر داکتِرز وِر آلصو وُرکینگ آن دیس مِدیسِن این دوز دِیز)
بسیاری از پزشکان دیگر هم در آن زمان روی این دارو کار میکردند.
They helped the first patient with penicillin in 1942 when the flu was getting around
(ذِی هِـلپد دِ فِرست پِیشِنت وِذ پِنیسیلین این ناینتین فُورتی تو وِن دِ فلو واز گِتینگ اَرَوند)
آنها در سال ۱۹۴۲، وقتی که آنفلوانزا در حال شیوع بود، به اولین بیمار با پنیسیلین کمک کردند.
صفحه ۸۳

B. Read the following examples
(بی. رید دِ فالوئینگ اِگزَمپِلز)
ب. مثالهای زیر را بخوانید.
Affirmative — (اَفرمَتِو) → جملات مثبت
I / He / She / The computer → was (وَز) → بود
We / You / They → were (وِر) → بودند
working (وُرکینگ) → در حال کار کردن
on a difficult problem (آن اَ دیفیکلْت پرابلم) → روی یک مشکل دشوار
at 4 (اَت فور) → ساعت ۴
when the power went out (وِن دِ پاوِر وِنت آوت) → وقتی برق رفت
مثالها:
۱️⃣ The scientist was doing research in his laboratory during 1370
(دِ سایِنتیست واز دوئینگ ریسِرچ این هیز لَبُراتُری دیورینگ وان ثاوزِند ثری هاندرد سِوِنتی)
دانشمند در سال ۱۳۷۰ در آزمایشگاهش مشغول تحقیق بود.
۲️⃣ Newton was sitting under a tree when an apple hit his head
(نیوتِن واز سیتینگ آندِر اَ تری وِن اَن اَپِل هیت هیز هِد)
نیوتن زیر یک درخت نشسته بود که یک سیب به سرش خورد.
Negative — (نِگَتِو) → جملات منفی
I / He / She / The computer → wasn’t (واِزنت) → نبود
We / You / They → weren’t (وِرنْت) → نبودند
working on a difficult problem
(وُرکینگ آن اَ دیفیکلْت پرابلم) → در حال کار کردن روی یک مشکل دشوار
at 4 → ساعت ۴
when the power went out → وقتی برق رفت
مثالها:
۱️⃣ Tina wasn’t reading a novel when her mother came in. She was studying her English book
(تینا وازنت ریدینگ اَ ناوِل وِن هِر مادِر کِیم این. شی واز اِستادیینگ هِر اینگلیش بُک)
تینا وقتی مادرش وارد شد، رمان نمیخواند. او مشغول مطالعه کتاب انگلیسیاش بود.
۲️⃣ Reza was not doing an experiment when the phone rang. He was solving a math problem.
(رِضا واز نات دوئینگ اَن اِکسپِرِمِنت وِن دِ فون رَنگ. هی واز سالوینگ اَ مَث پرابلم)
رضا وقتی تلفن زنگ خورد، آزمایشی انجام نمیداد. او داشت یک مسئله ریاضی حل میکرد.
صفحه ۸۴

Interrogative — (اینتِراگِتیو) → جملات سوالی در گذشته استمراری
I / he / she / the computer → Was (وَز) → آیا بود
we / you / they → Were (وِر) → آیا بودند
?working on a difficult problem at 4
(وُرکینگ) → در حال کار کردن
(آن اَ دیفیکلْت پرابلم) → روی یک مشکل دشوار
(اَت فور) → ساعت ۴؟
?when the power went out
(وِن دِ پاوِر وِنت آوت) → وقتی برق رفت؟
نمونه سوالها
۱️⃣ ?Was Mahsa doing her homework when her mother called
(وَز مهسا دوئینگ هِر هوموِرک وِن هِر مادِر کالد)
آیا مهسا داشت تکالیفش را انجام میداد وقتی مادرش تماس گرفت؟
۲️⃣ ?Were they talking when the teacher came in
(وِر ذِی تاکینگ وِن دِ تیچِر کِیم این)
آیا آنها داشتند حرف میزدند وقتی معلم وارد شد؟
C. Tell your teacher how ‘past progressive’ is made
(تیل یور تیچِر هاو پَست پروگرِسِو ایز مِید)
به معلم خود توضیح دهید که گذشته استمراری چگونه ساخته میشود.
پاسخ نمونه:
Past Progressive = فاعل (Subject) + فعل کمکی گذشته was/were + فعل اصلی با ing + ادامه جمله.
D. Read the ‘Conversation’ and underline all ‘past progressive verbs’
(رید دِ کانورسیشن اَند آندِرلاین آل پَست پروگرِسیو وربز)
مکالمه را بخوانید و تمام افعال گذشته استمراری را زیرخط بکشید.
افعال گذشته استمراری در مکالمه
۱️⃣ are leaving → (آر لیوینگ) → دارند ترک میکنند
- این در واقع حال استمراری هست، نه گذشته استمراری.
۲️⃣ were reading → (وِر ریدینگ) → داشتی میخواندی
۳️⃣ was reading → (واز ریدینگ) → داشتم میخواندم
۴️⃣ was working → (واز وُرکینگ) → مشغول کار کردن بود
۵️⃣ was studying → (واز اِستادِینگ) → مشغول مطالعه کردن بود
فعلهای Past Progressive دقیق
- you were reading → تو داشتی میخواندی
- I was reading → من داشتم میخواندم
- he was working → او مشغول کار کردن بود
- he was studying → او مشغول مطالعه کردن بود

E. Read the following paragraph and choose the best verb forms
(ئی. رید دِ فالوئینگ پَرَگراف اَند چوز دِ بِست وِرب فُرمز)
هـ. پاراگراف زیر را بخوانید و شکل درست فعلها را انتخاب کنید.
It was raining yesterday
(ایت واز رِینینگ یِستِردِی)
دیروز باران میبارید.
I was sitting in the living room
(آی واز سیتینگ این دِ لیوینگ روم)
من در اتاق نشیمن نشسته بودم.
I was watching a movie about a great scientist, Ghiyath al-Din Jamshid Kashani
(آی واز واچینگ اَ مووی اِبَوت اَ گریت سایِنتیست، غیاثالدین جمشید کاشانی)
داشتم یک فیلم درباره یک دانشمند بزرگ، غیاثالدین جمشید کاشانی تماشا میکردم.
He was a great inventor
(هی واز اَ گریت اینوِنتِر)
او یک مخترع بزرگ بود.
He was from Kashan
(هی واز فرام کاشان)
او اهل کاشان بود.
His father was a doctor
(هیز فادِر واز اَ داکتِر)
پدرش پزشک بود.
Jamshid was very interested in numbers and planets
(جمشید واز وِری اینترِستِد این نامبِرز اَند پلَنِتز)
جمشید به اعداد و سیارات علاقه زیادی داشت.
Actually, he invented many interesting things when he was solving math problems
(اَکچوئِلی، هی اینوِنتِد مِنی اینترِستینگ ثینگز وِن هی واز سالوینگ مَث پرابلمز)
در واقع، او هنگام حل مسائل ریاضی، چیزهای جالب زیادی اختراع کرد.
Sadly, this scientist had a very short life
(سَدلی، دیس سایِنتیست هَد اَ وِری شُرت لایف)
متأسفانه، این دانشمند زندگی بسیار کوتاهی داشت.
Someone killed him when he was working in his observatory
(ساموآن کیلْد هیم وِن هی واز وُرکینگ این هیز آبزِرواتُری)
کسی او را کشت وقتی که در رصدخانهاش کار میکرد.
He was only 42 years old
(هی واز اَونلی فورتیتو ییرز اُلد)
او فقط ۴۲ سال داشت.
پاسخهای درست به ترتیب
was sitting – was watching – was – was – was – was – was – invented – was solving – had – was working – was
F. Pair up and talk about the things you were doing at the given times
(اِف. پِیِر آپ اَند تاک اَبَوت دِ ثینگز یو وِر دوئینگ اَت دِ گیوِن تایمز)
با یک همکلاسی دو نفر شوید و درباره کارهایی که در زمانهای داده شده انجام میدادید صحبت کنید.
چهار موقعیت زمانی هست که باید دربارهشان با زمان گذشته استمراری (Past Progressive) جمله بسازید:
-
Yesterday at 5
(یِستِردِی اَت فایو)
دیروز ساعت ۵
-
When the teacher came in
(وِن دِ تیچِر کیم این)
وقتی که معلم وارد شد
-
This morning at 5:30
(دیس مورنینگ اَت فایو ثِرتی)
امروز صبح ساعت پنج و نیم
-
When my father came home
(وِن مای فادِر کیم هوم)
وقتی که پدرم به خانه آمد
یعنی باید برای هر موقعیت، یک جمله بسازی مثل:
- Yesterday at 5, I was doing my homework.(دیروز ساعت پنج داشتم مشقهایم را انجام میدادم.)
|
۱️⃣ Yesterday at 5, I was doing my homework (یِستِردِی اَت فایو، آی واز دوئینگ مای هوموُرک) دیروز ساعت پنج داشتم مشقهایم را انجام میدادم. |
|
|
۲️⃣ When the teacher came in, we were reading a story (وِن دِ تیچِر کیم این، وی وِر ریدینگ اَ استوری) وقتی معلم وارد شد، داشتیم یک داستان میخواندیم. |
|
|
۳️⃣ This morning at 5:30, my brother was sleeping (دیس مورنینگ اَت فایو ثِرتی، مای برادِر واز اسلیپینگ) امروز صبح ساعت پنج و نیم، برادرم خواب بود. |
|
|
۴️⃣ When my father came home, I was watching TV (وِن مای فادِر کیم هوم، آی واز واچینگ تیوی) وقتی پدرم به خانه آمد، داشتم تلویزیون تماشا میکردم. |
|
صفحه ۸۶

A. Read the following examples with ‘Self Pronouns’
(اِی. رید دِ فالوئینگ اگزمپِلز وِز سِلف پراناؤنز)
الف. مثالهای زیر را با «ضمیرهای انعکاسی» بخوانید.
جدول اول:
- I did the experiment myself
(آی دید دِ اکسپِریمنت مایسِلف)
من خودم آزمایش را انجام دادم.
- You did the experiment yourself
(یو دید دِ اکسپِریمنت یورسِلف)
تو خودت آزمایش را انجام دادی.
- Zahra did the experiment herself
(زهرا دید دِ اکسپِریمنت هِرسِلف)
زهرا خودش آزمایش را انجام داد.
- Amir did the experiment himself
(امیر دید دِ اکسپِریمنت هیمسِلف)
امیر خودش آزمایش را انجام داد.
- The computer did the experiment itself
(دِ کامپیوتِر دید دِ اکسپِریمنت اِتسِلف)
کامپیوتر خودش آزمایش را انجام داد.
- Maryam and I did the experiment ourselves
(مریم اَند آی دید دِ اکسپِریمنت آورسِلوُز)
من و مریم خودمان آزمایش را انجام دادیم.
- You and your friends did the experiment yourselves
(یو اَند یور فرِندز دید دِ اکسپِریمنت یورسِلوُز)
تو و دوستهایت خودتان آزمایش را انجام دادید.
- The scientists did the experiment themselves
(دِ سایِنتیستس دید دِ اکسپِریمنت ذِمسِلوُز)
دانشمندان خودشان آزمایش را انجام دادند.
مثالها (نوع اول قرار گرفتن ضمیر انعکاسی در آخر جمله):
- Alexander Graham Bell invented the telephone himself
(اَلِگزار گِرِیِم بِـل اینوِنتِد دِ تِلیفُون هیمسِلف)
الکساندر گراهام بل خودش تلفن را اختراع کرد.
- Marie Curie found uranium herself
(مَری کیوری فاوْند یورِینیِم هِرسِلف)
ماری کیوری خودش اورانیوم را پیدا کرد.
:You may also say
(یو مِی آلسو سِی)
میتوانید اینطور هم بگویید:
جدول دوم:
- I myself did the experiment
(آی مایسِلف دید دِ اکسپِریمنت)
خودم آزمایش را انجام دادم.
- You yourself did the experiment
(یو یورسِلف دید دِ اکسپِریمنت)
خودت آزمایش را انجام دادی.
- Zahra herself did the experiment
(زهرا هِرسِلف دید دِ اکسپِریمنت)
خود زهرا آزمایش را انجام داد.
- Amir himself did the experiment
(امیر هیمسِلف دید دِ اکسپِریمنت)
خود امیر آزمایش را انجام داد.
- The computer itself did the experiment
(دِ کامپیوتِر اِتسِلف دید دِ اکسپِریمنت)
خود کامپیوتر آزمایش را انجام داد.
- Maryam and I ourselves did the experiment
(مریم اَند آی آورسِلوُز دید دِ اکسپِریمنت)
خودمان آزمایش را انجام دادیم.
- You and your friends yourselves did the experiment
(یو اَند یور فرِندز یورسِلوُز دید دِ اکسپِریمنت)
خودتان آزمایش را انجام دادید.
- The scientists themselves did the experiment
(دِ سایِنتیستس ذِمسِلوُز دید دِ اکسپِریمنت)
خودِ دانشمندان آزمایش را انجام دادند.
لیست ضمیرهای انعکاسی (Self Pronouns)
- myself (مایسِلف) → خودم
- yourself (یورسِلف) → خودت
- himself (هیمسِلف) → خودش (مذکر)
- herself (هِرسِلف) → خودش (مونث)
- itself (اِتسِلف) → خودش (اشیا یا حیوان)
- ourselves (آورسِلوُز) → خودمان
- yourselves (یورسِلوُز) → خودتان
- themselves (ذِمسِلوُز) → خودشان
– فایل صوتی زبان دهم درس ۳ بخش listening and speaking

|
صفحه ۸۷ زبان دهم |
|
Speaking Strategy (استراتژی سخنرانی) A. You may use ‘simple past’ and ‘past progressive’ together to narrate a story. Past progressive is sometimes used to give .background/ situation to the story الف) میتوانید از «گذشته ساده» و «گذشته استمراری» با هم برای روایت یک داستان استفاده کنید. گذشته استمراری گاهی اوقات برای ارائه پیشزمینه/موقعیت به داستان استفاده میشود. Last night at 8 o’clock we were sitting in the hall We were talking about our day Suddenly we heard a noise My father went out to see what was making the noise When my father was walking in the yard, we went to the kitchen We saw a kitty in the kitchen It was eating a cookie The poor kitty was hungry |
|
You may use the following patterns to ask and answer about stories that happened in the past شما میتوانید از الگوهای زیر برای پرسش و پاسخ در مورد داستانهایی که در گذشته اتفاق افتادهاند استفاده کنید. ?What were you doing (yesterday at 8) شما (دیروز ساعت ۸) چه کار میکردید؟ ?What was happening (yesterday at 8) چه اتفاقی میافتاد؟ (دیروز ساعت ۸) |
|
مکالمه صفحه ۸۷ زبان دهم |
||||||
|
Conversation 1 ?A: Why were you absent last week B: Sorry Miss. I had an accident last Monday ?A: I’m sorry to hear that. What happened B: I was walking home in the afternoon. A motorcycle was driving very fast. The driver was talking with his cellphone. He hit me and hurt my head. آی واز والکینگ هوم این دی اَفتِرنون. اِ موتُرسایکِل واز درایوینگ وِری فَست. دِ درایوِر واز تاکینگ وید هیز سِلفون. هی هیت می اَند هِرت مای هِد. ?A: Oh, God! What happened next B: I was in the hospital for 2 days. When I was resting in the hospital, the man came to visit me. He said he was sorry A: Thank God you’re OK now |
||||||
| B. Listen to the following conversations and complete the sentences
ب. به مکالمات زیر(منظور مکالمه بالا) گوش دهید و جملات را کامل کنید. Conversation 1 ۱. …………….Leila was ۱-لیلا بود……………. پاسخ پیشنهادی : Leila was walking home in the afternoon لیلا داشت بعدازظهر پیاده به خانه میرفت. The driver was talking with his cellphone راننده داشت با تلفن همراهش صحبت میکرد. Pair up and ask your friends about the things they were doing last weekend in the afternoon. You may use the verbs in the box. یعنی:دو نفره شوید و از دوستانتان در مورد کارهایی که آخر هفته گذشته بعد از ظهر انجام میدادند بپرسید. میتوانید از افعال داخل کادر استفاده کنید.
|
|
صفحه ۸۸ مکالمه ۲ زبان دهم |
||||||||
|
Conversation 2 ?A: Where did you go yesterday B: I went shopping with my family ?A: Did you want to buy anything special B: Yes, at first I was looking for some clothes But when I was walking at the bazaar, I saw a bookstore I found many interesting books there ?A: What did you buy B: I was looking for Parvin Etesami’s divan When I was checking the books, I found it on the last shelf I bought it and started reading it at once |
||||||||
|
B. Listen to the following conversations and complete the sentences ب. به مکالمات زیر(منظور مکالمه بالا) گوش دهید و جملات را کامل کنید. Conversation 2 ۱. ………………………………..Amir ۲. ………………………..Amir was ۱- امیر………
پاسخ پیشنهادی : ۱. Amir went shopping with his family اَمیر وِنت شاپینگ ویت هیز فَمیلی. امیر با خانوادهاش به خرید رفت. ۲. Amir was looking for Parvin Etesami’s divan اَمیر واز لوکینگ فور پَروین اِتِسامی اِز دیوان. امیر دنبال دیوان پروین اعتصامی بود.
Pair up and ask your friends about the things they did or didn’t do when they were solving a problem. You may use the verbs in the box. دو نفره شوید و از دوستانتان در مورد کارهایی که هنگام حل مسئله انجام داده یا ندادهاند بپرسید. میتوانید از افعال داخل کادر استفاده کنید. study hard, work long hours, quit working, feel weak, try hard, give up trying سخت درس خواندن، ساعتهای طولانی کار کردن، ترک کار، احساس ضعف، تلاش زیاد، دست کشیدن از تلاش
مثال پیشنهادی : این ها صرفا مثال هستند، خودتون هم می توانید پاسخ یا سوال مشابه بسازید.
|
– فایل صوتی زبان دهم درس سوم قسمت pronunciation

|
Pronunciation A. Listen to the following sentences. Notice how the speakers say some words with more emphasis لیسن تو دِ فالوئینگ سِنتِنسِز. ناتیس هاو دِ اسپیکرز سی سام وردز وِذ مور اِمفَسیس الف. به جملات زیر گوش دهید. توجه کنید که گویندگان چگونه برخی از کلمات را با تأکید بیشتری بیان میکنند. ۱. Were you doing the research? No, Ali was وِر یو دوئینگ دِ رِسِرچ؟ نو، علی واز آیا شما تحقیق را انجام میدادید؟ نه، علی بود. ۲. Who broke the window? It wasn’t me چه کسی شیشه را شکست؟ من نبودم. ۳. Why were the students making so much noise? They weren’t. The workers were making noises چرا دانشآموزان اینقدر سر و صدا میکردند؟ آنها نبودند. کارگران سر و صدا میکردند. ۴. Is it Jim’s car over there? No, his car is white آیا ماشین جیم آنجاست؟ نه، ماشین او سفید است.
نکته آموزشی آخر صفحه When you want to put special emphasis on something, you say it more strongly وِن یو وانت تو پوت اسپِشال اِمفَسیس آن سامثینگ، یو سی ایت مور سترانگلی وقتی میخواهید روی چیزی تأکید ویژهای داشته باشید، آن را قویتر میگویید. |

| B. One word in each sentence is red. Say the sentence with emphatic stress on that word. Can you guess how the meanings of the ؟sentences are different
ب. در هر جمله یک کلمه قرمز است. جمله را با تأکید بر آن کلمه بگویید. آیا میتوانید حدس بزنید که معانی جملات چگونه متفاوت است؟ جملات با تأکید و معنی
(تأکید روی “Mina’s”) مینا هست که لباسش سفید است (نه کس دیگری).
(تأکید روی “dress”) لباس مینا سفید است (نه شال یا کفشش).
(تأکید روی “white”) لباس مینا سفید است (نه رنگ دیگری). |
-رایتینگ

Verb
(وِرب)
فعل
A verb is a word that expresses an action or a state of being
(اِ وِرب ایز اَو وُرد دَت اِکسپرسِز اَن اَکشِن اور اَ استِیت آو بِئینگ)
فعل کلمهای است که یک عمل یا یک حالت بودن را بیان میکند.
۱) Action verbs:
(اَکشِن وِربز)
افعال عملی (افعال کنشی)
:The verbs that express an action. For example
(دِ وِربز دَت اِکسپرس اَن اَکشِن. فور اگزمپِل)
فعلهایی که یک عمل را بیان میکنند. برای مثال:
He is writing a letter
(هی ایز رایتینگ اَ لِتِر)
او دارد یک نامه مینویسد.
The children went to school by bus yesterday
(دِ چیلدْرِن وِنت تو اِسکول بای باس یستِردِی)
بچهها دیروز با اتوبوس به مدرسه رفتند.
My brother drinks milk every day
(مای بَرادِر درینکس میلک اِوری دِی)
برادرم هر روز شیر مینوشد.
صفحه ۹۲

۲) State verbs:
(ستِیت وِربز)
افعال حالتی
The verbs that express a state rather than an action
(دِ وِربز دَت اِکسپرس اَ استِیت رَذِر دَن اَن اَکشِن)
فعلهایی که یک حالت را بیان میکنند، نه یک عمل.
They usually relate to emotions, thoughts, and senses
(ذِی یوجوُلی ریلِیت تو ایموشِنز، ثاتس، اَند سِنسیز)
آنها معمولاً به احساسات، افکار و حواس مربوط میشوند.
We believe in Allah
(وی بِلِیو اِن اَللا)
ما به خدا ایمان داریم.
We love our country
(وی لَو آئِر کانتری)
ما کشورمان را دوست داریم.
She feels happy
(شی فیلز هَپی)
او احساس خوشحالی میکند.
A. Read the ‘Reading’. Find ‘the action and state verbs
(اِی. رید دِ ریدینگ. فایند دِ اَکشِن اَند اِستِیت وِربز)
الف. متن «Reading» را بخوانید. فعلهای عملی و حالتی را پیدا کنید.
Action Verbs (افعال عملی)
- use (استفاده کردن)
- are leaving (دارند ترک میکنند)
- need (نیاز داشتن)
- build / built (ساختن)
- travel (سفر کردن)
- check (بررسی کردن)
- produce (تولید کردن)
- are (بودن – وقتی به عنوان عمل در جمله با نقش فعل کمکی استفاده میشود برای فعل اصلی)
- go (رفتن)
State Verbs (افعال حالتی)
- are (هستند – حالت بودن)
- believe (ایمان داشتن / باور داشتن)
- know (دانستن)
- like (دوست داشتن)
- remember (به یاد آوردن)
- can (توانستن)
صفحه ۹۳ درس سوم دهم

Simple and Continuous Forms
(سیمپِل اَند کانتینیوئس فورمز)
شکل ساده و استمراری
۱) :We can use the simple or the continuous form of action verbs
(وی کَن یوز دِ سیمپِل اور دِ کانتینیوئس فورم آو اَکشِن وِربز)
ما میتوانیم شکل ساده یا استمراری فعلهای عملی را استفاده کنیم.
- I cleaned my room yesterday
(آی کلِیند مای روم یستردِی)
من دیروز اتاقم را تمیز کردم.
- I am cleaning my room now
(آی اَم کلینینگ مای روم نَو)
من الان دارم اتاقم را تمیز میکنم.
۲) :We usually use the simple form rather than the continuous form of state verbs
(وی یوجوُلی یوز دِ سیمپِل فورم رَذِر دَن دِ کانتینیوئس فورم آو استِیت وِربز)
ما معمولاً شکل ساده فعلهای حالتی را استفاده میکنیم و نه شکل استمراری آنها.
- I don’t know the name of the street
(آی دونت نو دِ نِیم آو دِ استریت)
من اسم خیابان را نمیدانم.
- Kids love chocolate
(کیدز لاو چاکلت)
بچهها شکلات را دوست دارند.
B. Read the following sentences and choose the best verb forms
(بی. رید دِ فالوئینگ سِنتِنسِز اَند چوز دِ بِست وِرب فورمز)
جملات زیر را بخوانید و شکل صحیح فعل را انتخاب کنید.
- I don’t like reading newspapers
(آی دونت لایک ریدینگ نیوْزپیپِرز)
من خواندن روزنامهها را دوست ندارم.
- At 3 o’clock yesterday, I needed a taxi
(اَت ثری اُکلاک یستردِی، آی نیدِد اَ تَکسی)
دیروز ساعت ۳ به تاکسی نیاز داشتم.
- She is watching television at the moment
(شی ایز واچینگ تِلیویژن اَت دِ مومِنت)
او همین حالا دارد تلویزیون تماشا میکند.
- I want to go to the cinema tonight
(آی وُنت تو گو تو دِ سینِما تونایت)
من میخواهم امشب به سینما بروم.
- Unfortunately, he didn’t remember my name
(آنفورچونِتلی، هی دیدنت ریمِمبِر ما۷خمی نِیم)
متأسفانه او اسمم را به یاد ۸/۹نیاورد.
– فایل صوتی زبان دهم درس سوم قسمت what you learned
صفحه ۹۵ بخش What you learned زبان دهم |
||||||
| Sajjad is a journalist سَجاد ایز اِ جِرنَلیست. سجاد یک روزنامهنگاره.Yesterday at 5 o’clock, he was taking pictures in a park یِستِردِی اَت فایو اُکلاک، هی واز تِیکینگ پیکچرز این اِ پارک. دیروز ساعت ۵ داشت در یک پارک عکس میگرفت.He was taking pictures of people and birds. هی واز تِیکینگ پیکچرز آو پیپِل اَند بِردز. او از مردم و پرندگان عکس میگرفت.He saw a fire when he was walking in the park. هی سا اِ فایِر وِن هی واز والکینگ این دِ پارک. وقتی در پارک قدم میزد آتشی دید. |
||||||
![]() |
||||||
|
A. Listen to the first part of a story الف. به بخش اول یک داستان گوش دهید.
۱. جاهای خالی را بر اساس آنچه شنیدهاید پر کنید.
سجاد دیروز در حال عکاسی بود…………………..
وقتی او در حال عکاسی بود………………………. پاسخ پیشنهادی: Sajjad was taking pictures yesterday at ۵ o’clock in a park سجاد دیروز ساعت ۵ در یک پارک داشت عکس میگرفت. When he was taking pictures, he saw a fire came to help وقتی داشت عکس میگرفت، آتشی دید که نیاز به کمک داشت.
۲. دوباره گوش دهید و افعال گذشته استمراری را فهرست کنید. افعال گذشته استمراری (با معنی و تلفظ فارسی)
واز تِیکین پیکچِرز داشت عکس میگرفت.
واز تِیکین پیکچِرز آو پیپِل اَند بِردز داشت از مردم و پرندگان عکس میگرفت.
واز والکین این دِ پارک داشت در پارک قدم میزد.
وِر وِرکین کویکلی داشتند سریع کار میکردند.
وِر پوتینگ اوت دِ فایِر داشتند آتش را خاموش میکردند.
وِر اِستَندینگ نیر دِ بیلدینگ داشتند نزدیک ساختمان ایستاده بودند.
وِر واچینگ دِ فایِر داشتند آتش را تماشا میکردند.
واز تاکینگ ویت پیپِل داشت با مردم صحبت میکرد B. Now listen to the rest of the story ب. حالا به بقیه داستان گوش دهید.
The firefighters jumped out of their cars They were working quickly They were putting out the fire People were standing near the building They were watching the fire It was dangerous Sajjad put his camera aside and asked people to leave The firefighters put out the fire when he was talking with people
۳. زیر همه افعال گذشته استمراری خط بکشید. لیست افعال گذشته استمراری
ج. به صورت دو نفره کار کنید. بپرسید و پاسخ دهید. از استرس و لحن مناسب جمله استفاده کنید.
|
– دانلود پی دی اف متن و فایل صوتی درس سه لیسنینگ زبان دهم |
|
| تهیه کننده و مولف | فایل های متنی تهیه شده توسط
دبیران گرانقدر:
دبیر مدارس ثلاث باباجانی کرمانشاه
گروه زبان انگلیسی متوسطه دوم شهرستان سرباز سیستان و بلوچستان
(کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر، برای مولفان محفوظ است) |
| هزینه برای دانش آموزان | کمترین هزینه، می تواند دعای خیر در حق ایشان باشد. |
| تاریخ انتشار | تاریخ درج در پی سی کنکور: آپدیت آذر ۱۴۰۳ |
| لینک دانلود |
فایل متنی انگلیسی
فایل متنی انگلیسی + ترجمه و معنی شنیداری
فایل های صوتی
|
| نکته مهم (رفع مسئولیت): جزوات یا فایل های دانلودی جهت کمک به دانش آموزان و داوطلبان در سایت درج شده، و در قبال هماهنگ بودن فایل دانلودی با محتوای کتاب درسی، مجموعه پی سی کنکور مسئولیتی قبول نمی کند. | |
منابع :
دفتر تالیف و برنامه ریزی گروه زبان آموزش و پرورش
دبیر گرانقدر مادیح یوسفی، دبیر مدارس ثلاث باباجانی کرمانشاه


















![[] [فیلیمو مدرسه]](https://p30konkor.com/wp-content/uploads/2026/02/110728.gif)
نظرتون در رابطه با مطلب بالا چیه؟
1- کامنت های مربوط به اشکالات و مشاوره درسی پاسخ داده نمی شود.
2- نظرات حاوی توهین، تحقیر و تمسخر به افراد یا سازمان ها دولتی یا خصوصی به هر شکلی تایید نمی شوند.
3- نظرات شما پس از ارسال، در اولین فرصت (حداکثر 24 تا 48 ساعت) تایید می شوند.
نکته مهم : پاسخ به کامنت ها نظر قطعی نمی باشد و توصیه می شود حتما از منابع مرجع همچون سازمان سنجش، آموزش و پرورش و مراکز دانشگاهی اطمینان لازم را به عمل آورید.
:: ارسال کامنت به معنی پذیرفتن شرایط ارسال دیدگاه می باشد. ::